۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

قطره های اشک

آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . ارد بزرگ

قطره های اشک

ای قطره ها ی اشک ببارید

و مرا از غم رها سازید

چگونه بی وجودتان بار سنگین غم ها را بدوش بکشم؟

و آرامش خاطر پذیرم؟

آسمان دل من ابری است

ببار یدتا آسمانی صاف و نیلگون را در زوایای قلبم نقاشی کنم

بر گونه های بیرنگم فرو ریزید

وبشویید گرد وغبار دلم را

همانند باران

که میشوید غبار پنجره هارا

وانگاه مرا به دنیای رستن ها وشکفتن ها خواهید برد

به باغی سر سبز و شاداب از طراوت باران خواهید برد

من قدرشما را میدانم

ای قطره های اشک

من قدر شما را میدانم


شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk

کعبه در قلبهای آتشین شماست

پیش از آنکه ناراستی ها ، در درون ما دره ایی مهیب پدید آورند به راستی ها باندیشیم . ارد بزرگ

کعبه در قلبهای آتشین شماست

سخن از سرپوش است

سخن از اعدام گل نیست

سخن از سنگسار بلبل نیست

سخن از رنگ و ریا

رشوه و ربا نیست

ای رهگذران سرزمین آفتاب

کعبه در قلبهای آتشین شماست

بزدایید اینه ی دلهایتان را

از زنگار تیرگی ها

تا بنگرید عکس رخ ماه را

در آینه ی جام دلها


شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk

رابطه ها

بریدن یک پیوند پاک ، فرو ریزی دهشتناکی ست. ارد بزرگ

رابطه ها

امشب در سکوت تنهایی خودم

به رابطه ها فکر می کنم

به پنجره های رابطه

که ارام ارام بسته میشوند

به کرکره های رابطه

که اندک اندک پایین کشیده میشوند

به سردی دلها ودستها

به پژمردگی احساسها و عاطفه ها

چه زیبا بود ان رابطه ها

چه زیبا بود گفتگو ی همسایه ها

تنگ غروب کنار پنجره ها

یاری رسوندنها

پیوند قلبها

چه زیبا بود

فشردن گرم دستها

دوستان با وفا

یاران دیر پا

من به گذشته ها ی دور سفر کردم

تا تصویر این رابطه های قشنگ را در ذهنم مرور کنم

چه سفر زیبا و خیال انگیزی بود

چه صحنه ها ی دل انگیزی بود

من این لحظه ها را هزار بار بوییدم

من این لحظه ها را هزار با ر بوسیدم

زندگی یعنی همین لحظه ها

همین لحظه های پر معنا

همین لحظه های پر معنا


شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk


هموطن

آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند . ارد بزرگ

هموطن

افتخار من ایران است

افتخار تو ایران است

سرزمین من ایران است

سرزمین تو ایران است

من و تو زیک اب و خاک و سراییم

من و تو با یک زبان سخن میسراییم

من و تو ز یک دین و آیینیم

پس چرا ز یکدگر جداییم؟

چرا خود را ز دیگری مهتر بدانیم؟

تو میدانی که درمیان غریبه ها جایی نداریم

پس چرا جدایی

چرا بی همزبانی

ایرانی از خود ماست

جدایی از او خلل ماست

ایرانی افتخار ماست

کوروش و داریوش مال ماست

حافظ وسعدی راه ماست

مولانا راهبر ماست



شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk


گفتگوی چهار شمع

هیچ اهرمی همچون بردباری و امید نمی تواند مشکلات را از پیش پایت بر دارد. ارد بزرگ

گفتگوی چهار شمع

چهار شمع سرخ و سبز

در فضا نور میپاشيد

آرامشی دلپذیر

نور را در مینوردید

و میشدحرفهاشون رو فهمید

اولی گفت

اسمش صلحه

ولی کسی رو توان اون نیست

که روشناییش رو

دوام بخشه

و فرو رفت در عمق خاموشی

دومی گفت

نامش ایمونه

دیگه نیازی نیست به وجودش

و فرو رفت در عمق خاموشی

سومی گفت

نامش عشقه

ولی نیست دگر اورا توانی

رها کرده اند اورا

ادمهای این دنیای فانی

و فرو رفت در عمق خاموشی

ناگهان کودکی

اشگ در چشمانش درخشید

و پرسید

چرا خاموش گشتید؟

شمع جهارم گفت

با شعله ی سوزان من

بانور بی پایان من

خواهند بود قادر همه

روشن کنند شمع هارا

باردگر

من امیدم ،من امیدم، من امید


شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk

سایه

سرچشمه خوار کردن دیگران ، از بی شرمی و بی ادبی ست . ارد بزرگ


سایه

آه

چقدر دوست دارم با سايه ام حرف بزنم

گوش میدهد حرفهایم را

می فهمد مرا

خوب میدانم

مرا بیگناه متهم نمی کند

زورمند نيست

و اسیر نمی سازدمرا

سایه ام فضل نمی فروشد

وافتخار آمیز نمی داند

آمیزش با زورمندان را

سایه ام حسود نیست

و تحقیر را سزا نمی داند

تملق نمی گوید

همانند سگان گرسنه

و دروغ نمی بافد

سایه ام بی صداست

همانند سکوت سحرگاهان

اما صد هزار ان سخن

درجای جای سینه نهان دارد


سایه

سرچشمه خوار کردن دیگران ، از بی شرمی و بی ادبی ست . ارد بزرگ


سایه

آه

چقدر دوست دارم با سايه ام حرف بزنم

گوش میدهد حرفهایم را

می فهمد مرا

خوب میدانم

مرا بیگناه متهم نمی کند

زورمند نيست

و اسیر نمی سازدمرا

سایه ام فضل نمی فروشد

وافتخار آمیز نمی داند

آمیزش با زورمندان را

سایه ام حسود نیست

و تحقیر را سزا نمی داند

تملق نمی گوید

همانند سگان گرسنه

و دروغ نمی بافد

سایه ام بی صداست

همانند سکوت سحرگاهان

اما صد هزار ان سخن

درجای جای سینه نهان دارد